مؤلف مجهول

101

تاريخ سيستان

آنجا شهيد [ شدند ] چون اين خبر [ بشام ] [ 1 ] برسيد يزيد بن معويه سلم بن زياد بن ابيه [ 2 ] را بخراسان فرستاد و سيستان ، [ و ] سلم [ 3 ] طلحة بن عبد الله بن خلف الخزاعى كه طلحة الطَّلحات گفتندى بسيستان فرستاد ، و سوى يزيد بن معويه كس فرستاد و نامه كرد و دستورى خواست بفرستادن طلحه بسيستان ، يزيد عهد فرستاد طلحه را بسيستان ، و سلم [ 4 ] عهد بدخوله [ 5 ] از پس وى بفرستاد ، و هنوز به راه اندر بود كه آن عهد بوى رسيد ، فرمان داده بود كه برادر مرا بعهد باز خر . ( آمدن طلحة الطَّلحات بسيستان و عمر برادر او صاحب جيش بود ) طلحه بسيستان آمد و برادرش عمر صاحب الجيش او بود و صاحب شرط او مالك بن اوس الازدى [ 6 ] ، و رسول فرستاد و بو عبيدهء زياد را و اسيران كه با او بودند بپانصد هزار درم باز خريد ، باز به بست رفت و كار آن ديار بر نظام كرد و باز سيستان آمد ، و مردى بزرگوار نيكو سيرت با خرد بود و هيچ كسى او را اندر شجاعت و سخاوت نظير نبود ، و از سخاوت و عدل خويش چنان گشت كه مردمان سيستان همه سوگند بجان او ياد كردندى از محبّت او كه بدلها جاىگير افتاد و چنان بود كه شاعر گويد : ( شعر ) يا طلح انت اخو النّدى و عقيده [ 7 ] * فبحيث بتّ من المنازل باتا شهد الأنام صغيرهم و كبيرهم * انّ النّدى ان مات طلحة ماتا

--> [ 1 ] در اصل دو كلمه از اينجا تراشيده شده است . [ 2 ] اصل : ، يزيد بن معاوية بن مسلم بن زياد بن اميه و صحيح : سلم بن زياد بن ابيه ( بلاذرى ص 405 ) كامل ( ج 4 ص 40 ) . [ 3 ] كذا . . و صحيح « و سلم » . [ 4 ] اصل : مسلم : و ص « سلم » و او سلم بن زياد برادر عبيد الله بن زياد است . [ 5 ] كذا و الظاهر « عهد حكومت » . [ 6 ] اصل : از وى . [ 7 ] العقيد المعاقد و فلان عقيد الكرم و عقيد اللوم - صحاح اللغة .